بسم الله الرحمن الرحیم
سعی میکنم توکلم به خدا باشه. از ماوقعی که به دست من نیست نگران نمیشم گرچه ظاهرا به ضررم باشه.
از اونطرف؛ خانواده برام مهمن. بعد از خدا پدر و مادرم برام اولویتن. اونا هنوز با این عقب افتادن پرهی من کنار نیومدن. و خیلی دلشون میخواد من اسفند پره بدم
از دیگر جهت، خدا رو اطاعت و راضی کردن دل پدر و مادر خیلی حساسه و واسش خیلی چیزا در نظر گرفته و واسه زیر پا گذاشتنش پدرتو در میاره.
تصمیم گرفتم توکل بر خدا کنم و واسه اسفند بخونم. به این امید که خدا جور کنه عقب نیفتم. میدونم اگر خدا بخواد دیگه کسی جلودارش نیست. منم که نیتم همینه که حرف خدا رو تکریم کنم که هوای پدر و مادرتو داشته باش و جز در مغایرت با حرف من از حرفشون سرپیچی نکن. از دیگر جهت چون به عنوان یه فرد مذهبی شناخته میشم دلم میخواد برای دین خدا کمک و نقطه مثبتی باشم. که بگن آره یارو مذهبیه درسش چقد قویه. خدا میدونه من عمدتا واسه اینکه در نظر بقیه بالا برم و نمیدونم احترام بهم بذارن و فرد بزرگی به نظر برسم کار نمیکنم بلکه رضایت اون مدنظرمه. لذا در مجموع تصمیم گرفتم واسه اسفند بخونم. دیروز بعد نماز عشا حدیث کسا خوندیم و ساعت هشت و نیم شب عهد بستم که برای رضای خدا و شاد کردن دل پدر و مادرم تلاش کنم.
در راه این تلاش قصد کردم از همه اسباب استفاده کنم. داروهای تجویزی پزشک رو دوباره امروز تهیه کردم، تمام فعالیتای جانبی که میتونستم متوقفشون کردم و وسایل مطالعه رو آماده کردم من جمله زیرنشیمنی و تقویم برای ثبت مباحث مطالعه شده جهت مطالعه مطابق الگوهای فراموشی لایتنر. هنوز هم ته دلم قرص نشده ولی با همه کم کاریهام به خدا توکل میکنم و به رحمتش طمع. باشد که خودش دستمونو ویژه بگیره.
الهی به امید تو
در پناه خدا باشید
یاعلی(ع)