شرح حال

روزنامه اتفاقیه احوالات یک انترن علم طب

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

دل یک دله کن

توسط ExP | پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 16:25

بسم الله الرحمن الرحیم

پیشتر گفتم نمی‌نویسم. اما گاهی اوقات، وقتی قصد مکتوب کردن حرفها و تصمیماتی رو دارم، پلتفرمی مناسبتر از بلاگفا پیدا نمی‌کنم.

این پست از اون پستهاییه که مخاطبش خودم هستم ولی چون احتمال میدم این حرفها برای کس دیگری هم مفید باشه، به رشته‌ی تحریر عمومی در میارمش.

ادامه مطلب

چه بهانه‌ایست برای توکل نکردن؟!

توسط ExP | چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | 5:2

وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﭼﻪ ﻋﺬﺭ ﻭ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻧﻜﻨﻴﻢ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﻱِ [ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ] ﻣﺎﻥ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩ ، ﻭ ﻗﻄﻌﺎً ﺑﺮ ﺁﺯﺍﺭﻱ ﻛﻪ [ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﻋﻮﺕ ﺑﻪ ﺗﻮﺣﻴﺪ ] ﺍﺯ ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ ، ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻣﻰ ﻭﺭﺯﻳﻢ ، ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﻨﺪ.

سوره مبارکه ابراهیم(آیه شریفه١٢)

نخواهم بود

توسط ExP | دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲ | 14:52

سلام و عرض ادب و تسلیت ایام شهادت مولای متقیان علی علیه سلام

گرهی امروز در زندگیم حل شد، که مسیر زندگیم رو تغییر داد.

نظر به این لطف نامنتهای خداوند، عزمی جزم‌تر در مطالعه و شکر نعمت خداوند در نزول نعمت های خاص او گرفتم، و قصد تمرکز شدید در راه مطالعه و پزشکی دارم. لذا احتمال داره مدتی نخواهم بود.

دلتنگ شما عزیزان بلاگفایی خواهم بود؛ لذا هر از گاهی شاید، از طرق انتخابی، مثل ایمیل، دلگرم خواهم بود به این که جویای احوالتون باشم و جویای احوالم باشید. ان‌شالله آسوده‌تر در آینده‌ای شاید نزدیک بتونم خدمتگزار و نیز مستفیض محضر دوستان باشم.

ایمیلم در پروفایلم هست، اینجا هم مینویسم؛

seymah.hashemi@gmail.com

سخن به اطاله نمی‌کشم و از محضرتون مرخص می‌شم.

به خداوند بی‌بدیل میسپارمتون؛ یاعلی

وظیفه یا کلیشه

توسط ExP |

یومیه

,

قلب

| یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲ | 23:45

سلام و عرض ادب و تسلیت ایام شهادت مولای متقیان علی علیه سلام.

امشب شب اول شب زنده داری و احیا بود. من نرفتم. راستش قلبمو تموم کردم. با این که آخرش سه بار هر بار به فاصله چند ثانیه خوابم برد و از خواب پریدم ولی به هر حال دومین فصل طولانی قلبو تموم کردم و تستشم زدم. فک کردم وظیفه من الان اینه که بجای قرآن این کتابای قطورو رو سرم بگیرم و درس بخونم. به احترام شهادت مولا، پس فردا شب میرم مسجد دانشگاه واسه احیا، و همون یک شب کافیه. واقعا نمیدونم این درسته یا نه ولی به دیدگاه من آدم در هر لحظه باید وظیفشو بشناسه هرچند به نظر منطقی نرسه!

مث آقا امام حسین سلام الله علیه که عزیمت به نینوا رو ارجح بر حج دونستن با اینکه ظاهر امر اشتباه می‌نمود!

نمیدونم! ولی باید تلاشمو به خدا ثابت کنم! نمیخوام فک کنه رو حساب شعار و شکم سیری بهش توکل کردم!

آه برم نورو بخونم! احتمالا این ماه دوتا کتاب رو امت بدم که عقب موندگیامو بتونم جم کنم. مجموع حجمشون با کتابای تستش به بالای هزار صفحه میرسه! خدا خودش کمک کنه...

باری شب همگان با برکت

در پناه خدا

یاعلی

مفیدترین، مختصر ترین!

توسط ExP |

فلسفه بافی

,

قرآن

| یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲ | 8:2

سلام و عرض ادب و احترام.

شاید شما هم مثل من معتقد باشید، بهترین عبارات، آنهایی هستند که در مختصرترین جملات، عمیق ترین مفاهیم را گنجانده باشند!

امروز صبح به معنای«توکل» می‌اندیشیدم و فکر می‌کردم بهترین معنا برای توکل چی می‌تونه باشه!

آخر به این جمله رسیدم!

«توکل یعنی تدبیر خدا را به تدبیر خود ترجیح دادن»!

بنظرم این کوتاه ترین و کامل ترین تعریف توکل هست.

و من الله توفیق! در پناه خیرالمتوکلین باشید؛ یاعلی

اطمینان قلب!

توسط ExP |

قرآن

| شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۲ | 21:26

سلام و عرض ادب. برای اونهایی که حسش رو دارن، و همین الان نگرانی یا گرهی در زندگیشون آزاردهندست، و کلا لقوم یعقلون!، بشدت مطالعه آیات شریفه 43 تا 46 سوره مبارکه طه رو پیشنهاد می‌کنم! معنای تجسمی پشت گرمیه!

التماس دعا و در پناه پروردگار شنونده و بیننده

یاعلی

تسکین

توسط ExP |

قرآن

| جمعه هجدهم فروردین ۱۴۰۲ | 8:27

سلام و عرض ادب. مدتی هست درگیر این فراز از سوره‌ی فصلت به تلاوت استاد مرحوم کامل یوسف بهتیمی هستم.

خوب که گوش میدهم، کمک می‌کند همه چیز را فراموش کنم. اینکه چه دغدغه هایی دارم، چه مشکلاتی هست، گذشته چه بود، همه مدتی برایم بی اهمیت می‌شوند! فقط به این فکر می‌کنم خداوند چقدر میتوانسته به یک انسان حال بدهد که قرآن را انقدر دلنشین بخواند!

سالها تلاوت قرآن کار کردم. سالها ترکش کرده بودم و مدتیست به سرم زده برگردم و از سر بگیرم. جایگزین شادمهرها، عارفها، ابی ها، داریوش ها، بیلی آیلیش‌ها، امینم‌ها، لیل ناس‌ها و تراویس اسکات‌هایی که این چند سال خواندم و گوش دادم! آرامشی که از فراز به فراز تلاوت این مردمان آرام و متین به وجود انسان می‌نشیند، با هیچ آهنگ غمگین داریوشی به دل آدم ننشست!

از اینجا بشنویدش

عزت

توسط ExP |

نصیحتی به خودم

| سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۲ | 22:44

سلام. بسیار کوتاه و متلنگرانه عرض می‌کنم!

شان و عزت نفس شما بالاتر از این هست که وقت گرانبهاتون صرف دیده شدن دیگران بشه! زمانتون رو برای خودتون مصرف کنید نه دیگران؛ اونا هیچوقت اونو بهتون پس نمیدن.

هندزفری طبی

توسط ExP |

یومیه

,

قلب

| سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۲ | 5:34

سلام و عرض ادب و وقت بخیر

دیروز اولین روز بخش قلب رو در بیمارستان فیروزگر گذراندیم! یک ساعت قبل از شروع، منتظر بودیم استاد بیان و تکلیفمون رو روشن کنن. در ادامه، منه منتظر رو مشاهده می‌فرمایید که با استفاده از استئوتوسکوپ و یه ولوم پایین صدای گوشی، موفق به ساخت هندزفری شدم و الباقی وقتم رو کمی از بیمزگی و بطالت خارج کردم!

باری به هر جهت، استاد اومدن و هممون رو از بامزگی خارج کردن! چرا شرح حال نگرفتید چرا چنین چرا چنان چرا...

استاد فدای پر روسریت اجازه بده برسیم، بشناسیم، ببینیم چی به چیه اونم به چشم...! خلاصه که دیروز با دکتر طاهونی آشنا شدیم!

عرضی نیست در ممجموع؛ ایامتون به شادی و گشایش

در پناه خداوند باشید؛ یاعلی

خطای دید

توسط ExP |

یومیه

| یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۲ | 22:45

سلام و عرض ادب و شادباش.

چله به انتها رسید. من موفق شدم چهل روز عادت های بد رو ترک و عادت های خوب رو تقویت کنم و ارتباطم رو با خداوند بهبود ببخشم و روشهای مطالعه و نیز مقدار اون رو افزایش بدم و به تهران برگردم.

تهران سردتر و بی رحم تر از گذشته به نظر میرسه. اما من دیگه از سرما و بی‌رحمی نمیترسم!

به قول خداوند، نترس و محزون نباش! خدا با ماست...

نگاه دیگران به انسان، وقتی مطابق تصوری هست که از توی گذشته دارن، موجب میشه به اشتباه قضاوتهای نادرستی داشته باشن؛ میری کتابخونه گیم میزنی؟(گیم؟ کامان برادر!) بریم بیرون سیزده رو بدر کنیم؟(سیزده من بدرون نرفته که بخوام بدرش کنم خوب) و قص علی هذا!

اما این لذت بخشه! نشونه ست! نشونه یک تغییر به چشم آمدنی!

الحمدلله!

نوشتن کافی هست؛ شما رو به خداوند منان میسپارم و فعلا یاعلی

کژ فهمی و انحراف

توسط ExP |

فلسفه بافی

| چهارشنبه نهم فروردین ۱۴۰۲ | 21:49

سلام و عرض ادب. مجال طولانی نوشتن و احتمالا حوصله‌ی طولانی خواندن نیست. فقط خواستم اشاره‌ای کنم به مسئله استفاده‌ی شیاطین درون و بیرون، از کژفهمی های انسان.

گاهی انسان گمان می‌کند مومن است. ولا الضالین هایش طولانیست و مردم به او التماس دعا زیاد می‌گویند. اما با خود میگوید، خوشا به حال من و جنت تجری من تحتها الانهاری که خدا برای من در نظر گرفته و خوشا به حال خدا که بنده‌ای چون من دارد! اگر در زمان قدیم بودم حتما پیامبری امامی فرشته‌ای چیزی می‌شدم! نمی‌داند تمام لطف خدا به او این بود که شتر صالحی باشد مذبوح قوم ثمود! یا خر عزیری که استخوانهایش مایه عبرت باشد!

وقتی انسان از راه حق، راه نیاز انسان به خدا و راه گناهکار بودن خود و بخشنده بودن خدا گمراه می‌شود، آن لحظه شیاطین دست به کار شده و میگویند همین! همین راه را برو که عاقبت تو شکستن کوزه‌ی روغن است! اگر به نماز بود ابلیس تا الان باید خدا می‌شد!

چه بسا خودم هم در اشتباه باشم! اگر خدا هدایتمان نکند قطعا از گمراهان خواهیم بود! نمیدانم! خدا عاقبتمان را بخیر کند!

شب بخیر و در پناه باری تعالی

در باب سیسیلیسم

توسط ExP |

یومیه

,

داخلی

| دوشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 22:45

فقط یک چیزو مطمئنم. این سبک هایلایت کردن قطعا بهترین سبک نیست.

پ.ن: کم‌کم دارم از سیسیل میترسم!

دمی آب خوردن پس از بدسگال

توسط ExP |

یومیه

| دوشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۲ | 22:24

سلام و عرض ادب و احترام و شادباش ایام نیک بهار!

به نیک بختی و منت پروردگار، روز 35از دوره 40 روزه تغییر رو گذروندیم. ایام همگان شاد! دیگر داشت طعم «انجام دادن» از یادم می‌رفت! منت خدای را عزوجل، که طاعتش موجب عزت است و نظر لطفش محیی همت! تذکرتش مطمئن قلوب و وکالتش معالج لغوب!

این دوره 40 روزه موفقِ تغییر عادت های بد به خوب و مطالعه دروس و ارتقای ارتباط با پروردگار، پس از چند سال رنج و ذلت و خوف و وحشت، همان «کار را نیمه تمام رها کردن»، تعبیر همان آب خوردنست پس از بد سگال! و چه افضل از عمر هفتاد و هشتاد سال!

اندک اندک وقت برگشتن به تهران فرا رسیده. وسایلم رو جمع می‌کنم. لوازم التحریر لازم رو تهیه می‌کنم، لباسام رو جمع و جور می‌کنم، واسه چیدن کتابها تو چمدون نقشه می‌کشم. باید هجرت کرد در ارض واسعه‌ی خدا و قِتال کرد در راه نیل به رضایتش!

رضایتش؛ همان هدف جنبش و زیستن و ضمانت پایش و بقا !دنیا که دیر یا زود تمام می‌شود! بکوشیم بر آنچه ماندنش بسته به ماندگاری دنیا نباشد! که ماندگاری در کار دنیا نباشد!

آه! سالاد کلمات تحویل دادم! میبخشید! مقصود گزارشی بود از ما مضی و ما یبقی و ما ترک و ما أخذ!

عرضی نیست

شاد و شاداب باشید و در پناه ایزد منان. یاعلی

اندر احوالات شوریدگی

توسط ExP |

فلسفه بافی

| جمعه چهارم فروردین ۱۴۰۲ | 21:35

سلام و عرض ادب و تبریک سال نو.

حتما تا به حال تجربه کرده‌اید، وقتی شدیدا منتظر دیدن یک نتیجه مثلا نتیجه امتحان، یا شنیدن خبری هستید که یا خیلی خوب هست یا خیلی بد؛ شرایطی که هیچ چیز نمیتواند از دلشوره‌تان کم کند مگر آگاه شدن از نتیجه. حال تصور کنید این شوریدگی و تشویش را، بی آنکه بدانید چه چیز آرامش می‌کند! حس دیوانه کننده‌ایست.

ادامه مطلب
مشخصات وب
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجوی سال ششم دانشگاه علوم پزشکی ایران
آیدی تلگرام: @HashemiMD313
ایمیل: seymah.hashemi@gmail.com
آرشیو وب
  • اسفند ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
برچسب ها
  • یومیه (73)
  • فلسفه بافی (30)
  • روزنگاشت (28)
  • چشم (16)
  • نصیحتی به خودم (15)
  • اهل بیت (12)
  • زنان (9)
  • قرآن (9)
  • داخلی (9)
  • بال احساس (9)
  • بهتر درس بخونیم (8)
  • اطفال (7)
  • روزمرگی (6)
  • کنکوریا (6)
  • کاربردی (5)
  • پوست (4)
  • وقایع الیونیه (4)
  • پره انترنی (2)
  • قلب (2)
  • ENT (2)

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای شرح حال محفوظ است .