شرح حال

روزنامه اتفاقیه احوالات یک انترن علم طب

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

تیرماه

توسط ExP |

ماه‌نگاشت

| جمعه سی ام تیر ۱۴۰۲ | 22:53

بسم الله الرحمن الرحیم

۳۰تیرماه، ساعت ۲۲:۴۳

خوابگاه دانشجویی امام علی(ع)؛ بالکن اتاق ۱۲۲

یک سوم اطفال گذشت. اطفالی که در سردرگمی منابع مطالعاتی پر نقص پیش رفت. بیش از چهل روز است خونواده رو ندیدم و دلتنگم. غربت تهران مثال زدنی هست خصوصا وقتی تا شعاع ۷۰۰ کیلومتری هیچ قوم و خویشی نداشته باشی. با این وجود، زندگی به سختی نمی‌گذره چرا که خدا همراه آدم هست.

کتب سلام بر ابراهیم رو مجدد خوندم(۱ رو مجدد،۲ رو برای اولین بار) و فهمیدم چقدر از اینکه آدم خوبی باشم فاصله هست. کاش این فاصله کمتر بشه به توفیق الهی

صدای طبل دسته‌ی عزاداری به گوش میاد. دوس دارم اینکه همه‌جا بوی حسین بده؛ حس میکنم امسال محرم پرشکوه‌تره.

نمراتم اومد. افتضاح. در بهتم که اینا چه نمراتی هستن استاد بهم داده! حوصله اعتراض ندارم وگرنه بی شک و تردید نمره من اینا نبود ولی چه میشه کرد اساتید با پنبه سر میبرن! از اونطرف خوش اخلاق از طرفی دیگه... .

صِدام بهتر شد؛ شاید فردا ضبط کردم صدام رو برای تلاوت قرآن...

خدا هممونو به حق خون مظلوم حسین(ع) ببخشه

در پناه خدا باشید؛ یاعلی(ع)

توسط ExP | جمعه سی ام تیر ۱۴۰۲ | 18:28

«امان» از دل زینب

اولین

توسط ExP |

اطفال

| دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ | 8:24

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از نزدیک یک ماه از استاجری اطفال، امروز روز اولین روزی هست که قرار هست ارائه‌ای داشته باشم. و احتمالا آخرین روزش! میگم استرس ندارم؟ دروغ گفتم! اما در مجموع روی خودکنترلیم کار کردم بتونم ارائه خوبی داشته باشم راجع به عفونت بافت درونی قلب(Infective endocarditis).

اتندینگ( اساتید)، فلوشیپها( دانشجوی فوق)، رزیدنتها( دانشجوی تخصص)، انترن ها و استاجرها همه هستن!🥲

توکل بر خدا! این وقتا همیشه به دو چیز فکر میکنم، یک اینکه خدا چیزی بجز خیر واسه آدم نمیخواد پس چه خراب کردی و چه نکردی غصشو نخور!

دومین مسئله اینکه بدترین اتفاقی که بخواد بیفته رو در نظر میگیرم و بعد باهاش کنار میام و بعد از اون هر اتفاقی بیفته دیگه بدتر از اون هم انتظار دارم و ترسی ندارم!

هیچ همین

در پناه خداوندگار متعال باشید

یاعلی(ع)

04/21

توسط ExP |

روزنگاشت

| چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۲ | 22:25

بسم الله الرحمن الرحیم

چندیست کمتر مینویسم. نه به آن علت که کم توجه شده‌ام؛ که حرفی برای گفتن ندارم. اوضاع همان همیشگیست، درسها خوبست در پناه صاحب زمان، نگاهم به آینده مثبت و دلم به رحمت خدا قرص است. تصمیم بر آن دارم بیشتر روی خودم کار کنم و نقاط ضعف اخلاقی رفتاری خود یافته، کاسته، نقاط مثبت را شناخته و تقویت کنم.

در پناه ملجا و مأوای مومنان باشید

یاعلی(ع)

روزی روزگاری در بیمارستان

توسط ExP |

اطفال

,

یومیه

| دوشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۲ | 22:48

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز ساعت7ونیم رفتم داخل بخش یه چک کردم، دیدم استاد مریض نداره گفتم خوب خوبه. رفتیم مورنینگ و بعد مورنینگ نشسته بودم منتظر استاد که بیاد کلاس، دیدم نماینده صدام میزنه. که استاد به دکتر نوربخش مسئول استاجرها گفتن ایشون به منشی خانوم جمشیدی و ایشونم به نماینده، که آقا چرا مریضای من شرح حال ندارن!

حالا نگو این حقیر بخش دیگری رفته حال اونکه مریض ها بخش دیگری بستری بودن!

استاد فرمودن فردا صبح( که امروز باشه) ساعت7 بخش باشید راند کنیم( بریم بالا سر مریضها و راجبشون حرف بزنیم). ما همه قول محکم دادیم که حله استاد ما 6ونیم اونجاییم. گروه ما 7 نفریم، 2تا غیرخوابگاهی و 5خوابگاهی. امروز صبح هر 5 نفرمون دیر رسیدیم😂( البته یکیمون که کلا مرخصی گرفت نیومد!) حالا استاد شکار که آقا شما مگه نگفتید میاید راند؟ ما هم هرکدوم یه بهونه که استاد ماشین خراب شد و فلان و بهمان( دو نفر خواب موندیم اون دوتای باقیمونده رو نمیدونم😂) و داخل درمونگاه ساعت9ونیم از خجالتش درومدیم و شرح حال همه بیمارا رو گرفتیم!

گروه انگشت به دهان که آقا شما چرا با اعصاب استاد صالحی که اینقدر حساسن رو حضور و غیاب اینطور گرگم به هوا بازی میکنید و ما عینک دودی به چشم مزین به اخمی مواج بر اعتماد به نفس که آدم باید رگ خواب استادش دستش باشه!

خلاصه اینکه زندگی بیمکث جریان دارد

عرضی نیست بیشتر

در پناه حضرت حق تعالی

یاعلی(ع)

جنود عقل و جهل

توسط ExP | جمعه شانزدهم تیر ۱۴۰۲ | 23:3

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله مباحثی هست، نسبتا طولانی، با سخنرانی استاد رائفی‌پور، راجع به نفس و عوامل کنترل و سرکشیش توضیح میده.

به طرز وحشتناکی توصیش میکنم چون داره زندگی من یکی رو عوض میکنه و مطمئنم برای کسانی که به مباحث انسان شناسی علاقه دارن قطعا جذاب خواهد بود.

عرضی نیست بجز این. در پناه خدا باشید

یاعلی(ع)

غدیرِ زیبا، علیِ زیباتر

توسط ExP |

اهل بیت

| پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۲ | 21:39

بسم الله الرحمن الرحیم

فردا روز شکسته شدن اراده‌ی شیطان بر گمراه کردن ابنا آدمه. روزی که مسجل شد بزرگ‌مردی سرتاسر خیر و هدایت مشعل‌دار هدایت خواهد بود و هرکه دارد هوس راه خدا بسم الله! پس از اون، اون مرد ولایت رو رسمی و شرعی برعهده گرفت و هرکس میخواد راه درست رو بره باید ولایت اون رو بپذیره و هرکه مقابل اون قرار بگیره عین شر و ضلالت خواهد بود.

حقیر در طول این 23ونیم سالی که از خدا عمر گرفتم برای نجات از آتشی که به دست خودم هیزمشو فراهم کردم ریسمان نجاتی جز حب این آقا در نظر ندارم و پی ریسمانی دیگر هم نرفتم چون همین رو کافی دیدم. که اگر حب علی در دل باشه خود انگیزه‌ای هست که آدم بره دنبال تهذیب و باقی چیزهاشم درست کنه. علی پسند کنه. شبیه محبوب بشه‌. که عاشق را میلی نیست مگر به محبوب رسیدن. و در این راه میل او هم‌سوی میل محبوب خواهد بود!

خدا کنه به حرمت این مرد توفیق داشته باشیم روز ظهور خجالت زده نشیم جلوی مولامون!

عیدتون پر از میمنت و شکوه و سعادت و برکت

علی به اذن و رحمت خدا پشت و پناهتون

یاعلی(ع)

کنکور

توسط ExP |

روزنگاشت

| چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۲ | 23:15

بسم الله الرحمن الرحیم

شما استرس دارید. این طبیعیه. شب زود بخوابید و داروی عجیبی قبلش مصرف نکنید. توکل به خدا داشته باشید و دل به جز اون نبندید که کل شی هالک الا وجهه. سوالات اگر سخت یا آسون باشن برای همه یکسانن پس زیاد غره نشید و زیاد هم خودتونو نبازید.

کار عجیبی نکنید و طبق تمرینتون روی آزمونهای تمرینی پیش برید. احتمالا اولش استرستون زیاد باشه اما وقتی کنکور به جریان میفته کم‌کم خودتونو بدست میارید پس صبور باشید و اصلا اجازه ندید فشار آزمون بهتون سوار بشه. آرزوی موفقیت برای شما دارم عزیزان.

(دیشب این متنو گذاشتم. الان دوباره واسه بچه های کنکور فردا گذاشتم)

به نیابت از خدا به دست گره گشای امام زمان(عج) میسپارمتون.

یاعلی(ع)

کنکور

توسط ExP |

کنکوریا

| سه شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۲ | 23:1

بسم الله الرحمن الرحیم

شما استرس دارید. این طبیعیه. شب زود بخوابید و داروی عجیبی قبلش مصرف نکنید. توکل به خدا داشته باشید و دل به جز اون نبندید که کل شی هالک الا وجهه. سوالات اگر سخت یا آسون باشن برای همه یکسانن پس زیاد غره نشید و زیاد هم خودتونو نبازید.

کار عجیبی نکنید و طبق تمرینتون روی آزمونهای تمرینی پیش برید. احتمالا اولش استرستون زیاد باشه اما وقتی کنکور به جریان میفته کم‌کم خودتونو بدست میارید پس صبور باشید و اصلا اجازه ندید فشار آزمون بهتون سوار بشه. آرزوی موفقیت برای شما دارم عزیزان.

به نیابت از خدا به دست گره گشای امام زمان(عج) میسپارمتون.

یاعلی(ع)

The savior

توسط ExP |

فلسفه بافی

| سه شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۲ | 21:6

بسم الله الرحمن الرحیم

منجی یا در زبان بین المللی، The savior، کسی هست که انسانها رو نجات میده. از وضعیتی که درش هستن. از دست کسانی که اون شرایط رو براشون ایجاد کردن. گاهی ما به علت قابل تحمل شدن شرایط در برهه هایی، نیاز به منجی رو کمتر درک میکنیم. برخی از ما حتی بهش باور هم نداریم!!( یعنی خداوند انسان رو آفرید، ده ها هزار پیامبر فرستاد که هدایت بشن، سالیان سال انسان رو در فراز و نشیب هدایت کرد که در نهایت در آینده‌ای نامعلوم و بی‌معنا فرو بره(: ) اما در نهایت نجات در یک باوره و نه بیشتر. ضعیف موندن شیعه و هرمظلوم دیگری در جهان باقی خواهد ماند مگر ولی امر ما ظهور کنه. و تنها کسی که میتونه ما رو از این وضعیت نجات لده و زورش به زورگویان عالم میچربه همین آقاست! چند روزی هست بیشتر بهش فک میکنم. به اینکه چرا من شیعه یک هفته یک هفته هم یاد امام زمانم نیستم؟ باور ندارم که دارم. مورد ظلم واقع نشدم که شدم. داستان چیه آخرش؟ چرا ما دل به وضعیت ذلت‌بار امروز بستیم؟

کسی جواب نمیده

.

در پناه خدا باشید. یاعلی(ع)

04/12

توسط ExP |

روزنگاشت

| دوشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۲ | 23:22

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز نیز گذشت. الحمدلله روزی خوب. تایم مطالعه نه چندان کم، سر کلاس هم که چون پیش‌خوانی داشتم خوب ظاهر شدم.

برام مهمه باسواد باشم نه در نظر بقیه درسخون و جذاب! و تحقق همین هست که بهم آرامش میده. البته؛ به جز این دیدگاه، از نظری دیگه، به عنوان کونوا لنا زینا، اصلا دلم نمیخواد ضعیف ظاهر بشم. برام مهمه از نظر بقیه یه مذهبی قوی باشم. گرچه بدشون بیاد از مذهبی بودنم.

در گذر زمان همواره متوجه این هستم، چنانچه عنان حیات به نیابت یدالله به دست صاحب عصر سپردیم گذر از تاریکی میسره. واِلا که...

دختر و پسرامون تو هم میلولن. خوشم نمیاد. نه نجابت مونده نه غیرت. نه خویش‌تنداری نه عزت. همه خودشونو ول کردن. هر گذشته‌ایم داشته باشن، برای من نه قابل احترامن نه دلم میخواد درکشون کنم. نهایتا چیزی نمیگم و سرم به کار خودم مشغوله.

خدا اول من رو هدایت کنه بعد بقیه جوونارو(`:

در پناه خودش باشید

یاعلی(ع)

04/11

توسط ExP |

روزنگاشت

,

اطفال

| یکشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۲ | 22:45

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی پر ز چالش. بیمارستان عالی بود. پیشخوانی کردم و کلاسم خوب گوش دادم. مبحث تشنج اطفال! نوار قلب رو هم فول شدم و تقریبا کاملا مسلطم. الحمدلله رب‌العالمین

اما در ادامه یکم بهم ریخته شد. هم اتاقی مسمومی دارم. با اعتقادات عجیب و سبک زندگی خاص. ایراد خاصی نداره. من روش حساس شدم. رو مخم رفته و تاریخ انقاضای زندگی بنده با این آقا در یک اتاق دو نفره به پایان رسیده. به فکر عوض کردن اتاقمم. بعد از چهارسال، که تک تک اعضای اتاق رو به سختگیری و چنگ و دندون و بحث و جدل با ناظم و مسئول خوابگاه دونه دونه گزینش کردم، حالا بخاطر یه انتخاب بد باید خودم اتاق رو ترک کنم...

پشیمونم؟ ناراضی‌ام؟ نه. هرچی خدا بخواد همون میشه. من وظیفم رو سعی کردم انجام بدم. لابد صلاح در این بوده که اینچنین بشه.

هنوز تو درس لنگ میزنم چون گیجم و منبعم رو دقیق برنگزیدم. امروز مبحث بیماریهای مادرزادی قلبی رو نمیدونستم از روی نلسون بخونم یا بانک سوال. آخرم نتونستم درست از رو هیچکدوم بخونمش...!

از امروز ناراضیم؟ نه. روز خوبی بود. گرچه سربالایی داشت اما سرپایینی هاییش هم چسبید.

روزی قابل قبول. الحمدلله رب العالمین

عزیزان از امام زمان فراموش نکنیم گر شده به دعای سلامتی

در پناه خدا باشید

یاعلی(ع)

04/10

توسط ExP |

روزنگاشت

| شنبه دهم تیر ۱۴۰۲ | 23:37

بسم الله الرحمن الرحیم

وضو بگیرید هرشب دو دقیقه رو به قبله با امام زمانمون صحبت کنیم. امام غریبه خیلی...

روزی خوب. باگ امروز خواب ظهر بود که باعث شده نمیتونم شب بخوابم. خوابم نمیبره! تایم مطالعم کم بود بخاطر سردرگمی. فلان درس رو از روی فلان منبع شروع کردم و بعد میبینم این منبع بدرد نمیخوره! بعد رفیقم اومد در اتاق برد منو واسه دیدن بقیه اتاقها. میخواد اتاقشو عوض کنه و منم همینطور. احتمالا. بعدم خوردیم به اذان و بعد اذانم تا میای شروع کنی به مطالعه میشه تایم خواب.

خلاصه اینکه تایم سوزوندن زیاد دارم... داره دستم میاد!

توکل بر خدا.

در پناه خدا

یاعلی(ع)

نفس های آخر کنکوری بودن

توسط ExP |

کنکوریا

| شنبه دهم تیر ۱۴۰۲ | 21:31

بسم الله الرحمن الرحیم

این رو باید کمی دیرتر مینوشتم ولی گفتم زودتر بنویسم شاید افراد بیشتری ببیننش.

در پیچ و تاب کنکور، سعی کردم روش سه روز یکبار رو بهتون معرفی کنم و پیشنهادم بود. برای یکی دو روز آخر، پیشنهادم تورق سریع هست.

ادامه مطلب

آخر هفته‌ی اول تیر

توسط ExP |

روزنگاشت

| شنبه دهم تیر ۱۴۰۲ | 4:10

بسم الله الرحمن‌الرحیم

خواستم ننویسم. چون توی پست قبلی نوشته بودم شرایط رو. اما گفتم عریضه‌ی ثبت خاطره خالی نمونه‌.

پزشکی رشته‌ی دشواریه. احتمالا لطیفه های« پزشکی بخون فلان کارم در کنارش ادامه بده!» رو خود دانشجوهای پزشکی ساخته باشن! چون اگر بخوای روش وقت بذاری باید یه نابغه باشی تا تو چیزی بجز اون هم بتونی اوستا بشی! از همه اینها گذشته، من بهش بسیار علاقه دارم. چرا که میشه برای مردم کار کرد و خدمت کرد و خدمت به خلق هم که عبادته. وقتی ترم5 بودم و تو خیالم بود پزشکی رو رها کنم و برم کنکور هنر بدم و برم هنر دانشگاه تهران موسیقی بخونم، همین جلومو گرفت. عرصه‌ی کار برای خدا رو رها نکنم... البته اون موقع چیزی که الان میبینم نمیدیدم ولی بازهم یه سایه‌ای از شعور و درک روی مخم افتاده بود! بگذریم. اوضاع الان رو دوست دارم. شرایط مطالعم شده درست عین قبل عید! ولی خدا رو شکر من دیگه آدم قبل عید نیستم. نمی‌ترسم. صبورم. امیدوار و خوشبین!

تا خدا هست زندگی باید کرد.

در پناه خدا باشید

یاعلی(ع)

اندر احوالات و شرایط.

توسط ExP |

نصیحتی به خودم

| پنجشنبه هشتم تیر ۱۴۰۲ | 17:44

بسم الله الرحمن الرحیم

اوضاع این روزهام خوب نیست. تایم مطالعم به کف رسیده. برنامه های درسیم نارسا شده و بدرد نمیخوره. اتلاف وقتم زیاد شده و بخش قابل توجهی از وقتم رو به بطالت میگذرونم.

طی چند ماه اخیر این بدترین روزهایی هست که می‌گذرونم.

ضعیف‌شدم. عللی که قبلا نمیتونست مانع درسم بشه امروز داره مانع میشه! این ها رو می‌نویسم نه از غرغر و ناله. از روی اینکه بدونم شرایطم چیه. نه باید بدتر از وضع موجود بنویسم و نه بهتر.

خوب! تکلیف چیه؟ اولین کاری که باید بکنم، باید طرز فکرم رو عوض کنم. این رو اخیرا متوجه شدم. من طرز تفکرم اینه که قبلا بخاطر دارو خوب بودم و به مرور که دارو کنار گذاشته شد منم شکست خوردم و درسم تعطیل شد‌. حال اونکه سال کنکور دارو نمیخوردم ولی بازم تایم مطالعم گاهی به هفته‌ای90 ساعت میرسید! پس دارو کمکیه ولی تعیین کننده نیست. دومین کار تغییر دیدگاهمه نسبت به خودم. ببخشید که بنظر کمی تعریف از خود میشه اما نباید وقتی خودم رو به خودم معرفی میکنم کوتاهی کنم. من یه دانشجوی پرتلاشم، که دنبال تهذیب نفسشه، براش مهمه نظر خدا راجع بهش چیه، سازگاریش بالاس، و حالا یسری ایراداتم داره که باید رفعشون کنه. این از این. اینکه من قبلا دانشجوی بدی بودم مال قبلنه. خدا امروز من رو قدرت داده و نتیجه این قدرت رو از من میخواد. مشکلات و موانع هستن اما مهم نیست. چون خدا هست باید تاخت. تا او هست نباید خود را باخت! کار بعدیی که باید انجام بدم، اینه که مرتب سازی بکنم. باید شرایط رو کنار هم بگذارم و سعی بکنم قطعات به هم ریخته‌ی پازل رو کنار هم بچینم. باید برنامه بچینم و کارهام رو راست و ریس کنم و یکم روی نظم بیفتم. کار دیگری که انجام باید بدم، مدتی دور بودن از عرصه‌ی مجازیه. من برای خودم بیشتر از دیگران اهمیت دارم و نباید طوری خودم رو در اختیار دوست و آشنا بگذارم که چیزی برای خودم نمونه. کار بعدی شروع تلاشمه با یک برنامه منطقی و آرام و قدم به قدم. فعالیت بعدی معطوفه به ورزش. کمی ورزش هم حال آدم رو بهتر میکنه هم برای سلامتی مفیده. فعالیت آخر، سکوته. نباید اهداف و تصمیماتم رو برای هرکسی تعریف کنم. اینطور میشه که هرکسی جرئت نظر دادن پیدا میکنه. باید یک دوره درمان شدید بگیرم تا از شرایط حاد خارج بشم و بعد درمان دائمی سبک‌تر داشته باشم و به کارهام هم برسم. نباید هرگز ناامید بشم چون خدا به همه‌ی کارهای ما آگاهه و احاطه داره و نگرانیی نیست. خودش اوکیش میکنه فقط تلاش ما رو میخواد. در آخر، باید مداومت کنم. مداومت مداومت مداومت. باید فداکاری کنم و خیلی چیزها رو از دست بدم تا بتونم چیزهای با ارزشتر بدست بیارم.

تا خدا هست نگرانیی نیست. الهی به امید تو.

در پناه خدا باشید

یاعلی(ع)

04/06

توسط ExP |

روزنگاشت

,

قرآن

| چهارشنبه هفتم تیر ۱۴۰۲ | 6:18

بسم الله الرحمن الرحیم

شروع و تداوم خوب و پایان بد!

چیزی که همیشه ناراحتم میکنه، اینه که باید برای بقیه کاری بکنم که به خودم ضربه بزنه. دین میگه چیزیو انفاق کن که خودت لَنگش نباشی. نه بیش از حد انفاق کن و نه بخیل.

راجع به هم اتاقیم واستون گفتم؟ یه آدمی که توهم پیامبری برداشتتش و به همه گیر میده! میگه تو نباید درس بخونی پزشکی نوین مال سیستم خودشونه و این خزعبلات. پدر مارو دراورده. پسر خیلی خوبیه و مذهبیه و با معرفت ولی این اخلاقش داره واقعا آزاردهنده میشه... دیشب نیم تا یک ساعت وقت خوابم رو گرفت تا جوابشو دادم و دست از سرم برداشت. اومدم بخوابم پسرخالم زنگ زد اونم نیم ساعت مجبور شدم حرف بزنم. نهایتا یازده و نیم خوابیدم؛ نه آنمیمو تونستم صبح بخونم و نه گاستروانتریت...

شما جای من؛ دلتون نمی‌خواست یه چند هفته ای تنها باشید؟😑 من آدمیم که خوشم نمیاد کسی کار به برنامه ها و اهدافم داشته باشه. قبل تصمیم گرفتن مشورت میکنم ولی بعدش دیگه نمیخوام کسی دس به اهداف و تصمیماتم بزنه. مگر صاحب نظر باشه...

اما بجز اینها، روز خیلی خوبی بود! حضور خدا حس می‌شد در همه جاش! پریروز از خدا حل مشکلم رو خواستم و فرداش حل شده بود! چرا بسیاری از ما از غیر خدا انتظار حل مشکلاتمون رو داریم؟ آیا باور میکنیم که او نمیتونه مشکلات رو حل کنه؟ خلقت میلیارد میلیارد ستاره و کهکشان دشوارتره که به فواصل چند صد میلیون سال نوری از هم به آرامی و نظم به سوی مستقرشون جاری هستن یا حل مشکلات پیش پا افتاده‌ی ما؟

انسان، از خدا طلبکاره اکثرا. اینطور نیست این حقیر انسان مستجاب‌الدعوه‌ای باشم!! ولی آداب دعا رو بلدم! میدونم ساز و کار انسان جوریه که خلیفه‌ی خداست روی زمین. خلقتش بر اساس اینه که مستجاب الدعوه باشه! ادعونی استجب لکم! اما چرا نیستیم؟ چون بندگی نکردیم... شرک و شریک برای توکلمون به خدا برچیدیم و جز او رو به یاری طلبیدیم و وقتی از حل مشکلمون عاجز شدیم، با طلبکاری از خدا گله کردیم... بارها عارض شدم ماییم که فقیر و محتاجیم! خدا بی نیازه! اصلا این به کنار! ما اگر با اعمالمون این مستجاب الدعوه بودن رو از خودمون نمیگرفتیم که همچین نمیشد! اعمال خود ما باعث سقوط و هبوط ما به این درجات شدن! ما باید برای مستجاب الدعوه نبودنمون از خدا معذرت خواهی کنیم نه که طلبکار باشم چرا نمیشه... اون ما رو قادر ساخته. از ویژگیهای خودش به ما داده... ما همشو به باد دادیم! خدایا من رو ببخش که بنده‌ی پرقدرتی برای تو نیستم...

در پناه خداوند کریم باشید.

یاعلی(ع)

04/05

توسط ExP |

روزنگاشت

| دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲ | 22:4

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی خنثی‌. عملا چیزی پیش نرفت. تایم مطالعه پایین و نرسیدن به اهداف مطالعاتی. جز اینکه یه دستاورد عالی داشت و اونم تقویت توکل و باور و آرامش الهی بود که به همش میرزه بنظرم. تا خدا هست زندگی باید کرد!

شب خوش

یاعلی(ع)

04/04

توسط ExP |

روزنگاشت

,

اطفال

| یکشنبه چهارم تیر ۱۴۰۲ | 21:27

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی با شروع خوب و تنه‌ی بد و پایان خوب. تایم مطالعه بد. وقت گذروندن در یوتیوب و تماشای فیلم و تصمیم به انجام ندادن مجدد آن تا ابد و یک روز🥴

Ali Abdaal رو در یوتیوب دنبال کنید جالبه! البته خیلی تند حرف میزنه😅

اطفال زیاده. خیلی زیاد. و ما مرد دشمنان زیادیم.

گفتم دشمن. به اقتضای اعتقاداتم اکثر کلاس ازم متنفرن و من از اکثر کلاس متنفر😂

اینجاس که ارزش مطالعه زیاد چند برابر میشه تا به عنوان یه شخصیت مذهبی اصلا نباید ضعیف به چشم بیام.

عرضی نیست

در پناه خداوند

یاعلی(ع)

در باب فراگیری علم طب( علوم پایه)

توسط ExP |

فراگیری طب

| یکشنبه چهارم تیر ۱۴۰۲ | 19:6

بسم الله الرحمن الرحیم

این پست مربوطه به آغاز مطالعه پزشکی. وقتی پزشکی رو شروع کردم، زیاد اهل خوندن نبودم. اما از دوستان زیادی راجع به موفق شدن پرسیدم.

پزشکی به چهار دوره اصلی تقسیم میشه.

علوم پایه

فیزیوپاتولوژی

کارآموزی

کارورزی

این پست راجع به علوم پایه هست. تو علوم پایه همونطور که از اسمش معلومه ما علوم بیسیک و پایه‌ای طب رو فرامیگیریم که خیلی طرفدار نداره بین دانشجوها! از اکثر علمی که فرا گرفته میشه استفاده مستقیم نمیشه داخل پزشکی اما قوی بودن درش میتونه باعث تقویت فهم و شمّ تشخیصی بشه. مهمترین درسش فیزیولوژی و بعد آناتومی و بعد هم درسای دیگه هستن. ینی هیچی نخوندید اینا رو بخونید! اگر میخواید مسیر اسطوره های پزشکی رو در پیش بگیرید حداقل تو این دوتا درس به غیر از رفرنس فکر نکنید. آنا که رفرنسش اسنل و گری و البته اطلسم که نتر و ایناس، فیزیو هم که گایتون هال( انصافا بعضی درسا مسخره ان و کاربردشونم توی بالین و آینده پزشکی خیلی خیلی محدوده! اونا رو میتونین به همون جزوه بسنده کنین!)

اما یه دردسر، حجم دیوانه کننده دروسه که خصوصا اوایل باهاش به مشکل میخوریم. از کنکور که مجموع کتابها به سختی به هزار صفحه میرسه، تا اینجا که هر کتابی رفرنسش کمتر از پونصد و جزوش کمتر از دویست صفحه نیست و یهو این حجم رو میذارن مقابلتون و میگن بفرمایید مطالعه کنید امتحان بدید! کسی که از اون جزئی خوندن واسه کنکور گذشته نمیتونه اینجا به راحتی عادتشو کنار بذاره و انتخابی درس بخونه! فلذاست که یسری منابع کمک درسی به کمکتون میاد و شما رو مجاب میکنه از خیر خوندن همه مطالب بگذرید و به مطالعه اولویتها بسنده کنید! نگران نباشید این کار دقیقا کار درسته. افزایش حجم مطالب مثل سنگین کردن بالون با وسایل تزئینیه! بعضی مطالب واقعا ارزش به خاطر سپردن ندارن و فقط حافظتونو اشغال میکنن.

کتابهایی که الان وجود داره تو بازار، سیب سبز/سرخ هست و یه چند سالیم هست پروگنوز اومده که جزئی تر و البته خشک تره و شما رو برای آزمون علوم پایه آماده میکنه. کاری که دوست من انجام داد و رتبه شد داخل ع.پایه، این بود که اول یک دور سیب میخوند( سرخ دقیقتر و تشریحی تره ولی حتی این رفیق ما سرخ نمیخوند که سبز میخوند!) و بعد میومد منبع مطالعش رو با توجه به قسمتهایی میخوند که داخل سیب بهش بیشتر اهمیت داده شده. اینطور اولویت بندی میکرد و مطالب کم اهمیت رو نمیخوند.

بسیار آدم موفقی هست. انشالا امسال تخصص چشم تهران قبول میشه. سخت ترین رشته برای قبولی تخصص!

دوستان، تقریبا میتونم بگم تنها دروسی که مستقیم از علوم پایه تو فیزیوپات( شروع دروس بالینی) میاد، فیزیولوژی، پاتولوژی و ایمونو هستش! اینا دروسی ان که تو فیزیوپات بهشون احتیاج داریم. نیز در کارآموزی و کارورزی. البته اهمیت آناتومی اصلا قابل چشم پوشی نیست. اما کاربردش یک درجه غیر مستقیم تر از دروس مذکوره. وگرنه شما تو تشخیص و البته قبلش تو فهم درسها اهمیت آناتومی رو به وضوح حس میکنید. ولی دیگه مستقیم اسمی ازش نمیاد.

لذا اگر توانایی دارید، حداقل فیزیو، آنا، میکروب شناسی و در درجه کمتر بیوشیمی رو دقیق و از رفرنس بخونید و از خوندن پاتولوژی و ایمونو غافل نشید. اگر نه حداقل فیزیو رو گایتون بخونید. اگر نه زورتون نمیرسه حتی خوب درس بخونید لااقل فیزیو رو سعی کنید بخونید!

راجع روش خوندن هم یادتون باشه، اولویت بندی مطالب رمز زنده بیرون اومدن از حجم چند ده هزار صفحه‌ای کتب پزشکیه.

اگر بتونم، ویدیویی راجع به روشهای درس خوندن( نه فقط تو پزشکی، کلا) در آپارات آپلود میکنم.

در پناه خدا باشید

یاعلی(ع)

03/05

توسط ExP |

روزنگاشت

,

اطفال

| شنبه سوم تیر ۱۴۰۲ | 22:0

بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدائا بگم، که گذاشتم کامنت ها رو سر فرصت و با حوصله پاسخ بدم.

امروز روز بدی نبود. بیمارستان علی اصغر تهران، بخش اطفال.

فردا بخش عفونی،ریه رو داریم.

بخش نسبتا سبکیه ولی مطالعش سنگینه.

خیلی خوشحالم که تقریبا سخت ترین قسمت اطفال، عفونی رو تموم کردم...

عرضی نیست. در پناه خدا.یاعلی(ع)

04/03

توسط ExP |

روزنگاشت

| جمعه دوم تیر ۱۴۰۲ | 23:4

بسم الله الرحمن الرحیم

من بعد بجای هفته‌نگاشت، روز‌نگاشت مینویسم.

امروز هم روز اردوی جهادی بود در فردیس البرز

الحمدلله توفیق خدمت داشتیم.

فردا شروع اطفاله. اگه بگم استرس ندارم دروغ گفتم!

اما توکلم به خداست مثل همیشه. خدا خودش کمک کنه بین همه کسانی که از گذشته پیششون خرده حسابی دارم سربلند باشم. یجورایی مسئله شخصیه. واسه آدم خوبه یه غیض و گرهی که از قدیم تو دلش مونده به روش احسن از دل بزداید!

عرضی نیست بجز این. در پناه خدا باشید

یاعلی(ع)

مشخصات وب
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجوی سال ششم دانشگاه علوم پزشکی ایران
آیدی تلگرام: @HashemiMD313
ایمیل: seymah.hashemi@gmail.com
آرشیو وب
  • اسفند ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
برچسب ها
  • یومیه (73)
  • فلسفه بافی (30)
  • روزنگاشت (28)
  • چشم (16)
  • نصیحتی به خودم (15)
  • اهل بیت (12)
  • زنان (9)
  • قرآن (9)
  • داخلی (9)
  • بال احساس (9)
  • بهتر درس بخونیم (8)
  • اطفال (7)
  • روزمرگی (6)
  • کنکوریا (6)
  • کاربردی (5)
  • پوست (4)
  • وقایع الیونیه (4)
  • پره انترنی (2)
  • قلب (2)
  • ENT (2)

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای شرح حال محفوظ است .