بسم الله الرحمن الرحیم
امشب مشهد، حرم، چایخانه حضرت، مهمان کرم امام رضا بودم. جای شما خالی
یادتون کردم.
به رسم یادگار تلاوتی رو ضبط کردم که اینجا آپلودش میکنم.
در پناه خدا باشید
یاعلی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب مشهد، حرم، چایخانه حضرت، مهمان کرم امام رضا بودم. جای شما خالی
یادتون کردم.
به رسم یادگار تلاوتی رو ضبط کردم که اینجا آپلودش میکنم.
در پناه خدا باشید
یاعلی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
شدیدا نیازمندم به دو چیز
۱ روبرو شدن با بزرگترین ترسها، و غولهای زندگیم
۲ تنهایی کنترل شده برای مدتی نسبتا طولانی
بسم الله الرحمن الرحیم
شیرینه اما شجاعت میخواد انسان توجه بقیه رو از دست بده تا توجه یک نفر رو بدست بیاره. گاهی نیاز نیست؛ گاهی نیاز میشه. گاهی انسان باید فداکاری کنه. چیزای شیرین سخت بدست میاد.
انسان همیشه به این لحظه ها برمیخوره. نمیشه ازش فرار کرد. میشه مواجهه رو کم کرد. نمیشه به صفر رسوند.
گاهی محبوب انسانه. گاهی بالاتر از انسان. گاهی متفاوت از انسان. یک جسم، یک وضعیت، یک جایگاه.
همیشه باید مراقب بود که انسان چی رو داره فدای چی میکنه. همیشه لازمه انسان ضربهای به عقلش بزنه و امتحانش کنه ببینه آیا کار میکنه؟ آیا تونسته اشتباهاتشو جبران کنه؟ انتخاب های اشتباه رو به حداقل برسونه؟ اگه ما زیاد اشتباه میکنیم شاید به این معنیه عقلمون ایراد داره! باید تعمیر بشه! شاید داریم چیزای مهمتریو فدای چیز کم ارزشتری میکنیم.
بهترین چیزی که میتونیم با فدا کردن بدست بیاریم چیه؟
.
.
در پناه خدا باشید.
یاعلی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
امتحان خوبی بود. ایشالا ازش نمرهی خوبی میگیرم و درمجموع هم با نمره خوبی پاس میکنم.
برای فردا و امروز بلیط گیر نیومد. پس فردا پس از حدود سه ماه دوری، عازم خونه هستم.
اونچه بابتش مینویسم اما اینا نیست. میلی که نیازی به نوشتن در خودم میبینم، که نمیدونم با چی یا چطور نوشتن رفع میشه یا اصلا آیا رفع میشه یا نه. نمیدونم چطور توصیف کنم. چیزی شبیه به اضطراب. قصد دارم با توصیف شرایط و درونگذرهای قابل توجه اینکارو انجام بدم. شاید اثر کنه.
نگران سوادم هستم؟ ابسولوتلی! براش برنامه دارم؟ تا حدودی
نگران رابطم با خدا هستم؟ بیش از هرچیز دیگری. سبک زندگیم رو بر این اساس پیش میبرم و باور کنین!؛ این بهترین راه برای به آرامش رسیدن انسانه!
نگران نمراتم هستم؟ کمی؛ خوشم نمیاد در کاری که بر عهدم هست کوتاهی کنم. کوتاهی میکنم؟ البته. و این ناراحتم میکنه.
نگران تجدید بخش بیمارستان هستم؟ کمی. محل توجهه؟ نه.
نگران وقتی میرم خونه هستم؟ کمی. بعد از فوت پدربزرگ اوضاع فامیل به هم ریخته شدیدا. عارضه های قلبی و گاها کلیوی سراسر فامیلو فرا گرفته و این منو به طرز قابل توجهی مضطرب میکنه.
از کودکی آدم رقابتیی بزرگ شدم ولی امروز دارم باهاش مقابله میکنم تا این عادت رو از خودم بندازم. این رقابتی بودن گاهی من رو فلج میکنه.
این پست رو دوست داشتم؟ نه زیاد. دلم میخواد خوانندم وقتی به آخر پست میرسه شده یه چیز یاد بگیره یا واسش لااقل یه چیز مرور بشه. واسه همین یه نکته که واسه خودم خواستم مرور کنم به شما هم میگم. بنظرم تکبر سراسر زندگی های ما رو فرا گرفته و بدون اینکه بفهمیم داره روابطمون، آرامشمون و ارتباط با معبودمون رو تحت اثر منفی قرار میده.
پیشنهادی هم دارم؟ صددرصد. شرح جنود عقل و جهل، تواضع و تکبر.
کرم نوشتنم کمزور شد.
در پناه خدا باشید
یاعلی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
جهت شادی روح پدربزرگ این حقیر منت گذاشته فاتحهای قرائت فرمایید. متشکرم
در پناه خداوند
یاعلی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عرض ادب
سه شنبه امتحان آسکی اطفال هست. از5 ایستگاه تشکیل شده که تو هر ایستگاه موظفیم سوالاتی رو پاسخ بدیم و گاهی دست به معاینه میشیم. مقداری مطالعه داشتم و هنوز هم دارم ولی یکم دل و دماغ کار رو از دست دادم. پدر بزرگم در CCU بستری هستن و شرایطشون هم زیاد جالب نیست و به دعای شما نیاز دارن.
گذشته از این، امتحان اصلی که حجم بالای مطالعه داره، امتحان تئوری 5 مهر هست که کل استراحت دهه آخر شهریورمون رو از ما میگیره ولی در عوض وقت میشه بریم درسو بخونیم!
دیگه از چی بگم؟ آهان یه کانال داخل آپارات ساختم و یکی دو تا فیلم هم داخلش گذاشتم. نمیدونم چه کنم ولی دلم میخواد ادامه بدم. اگر حس کردم ارزشش رو داره آدرسش رو خواهم گذاشت!
از شرایط خانوادگی و محیطی بخاطر مریضی پدربزرگ که بگذریم، اوضاع شخصیم خوبه. دیروز تایم خوبی رو گذاشتم و کل اتاق رو اعم از زیر تخت و داخل بالکن جارو کشیدم و مرتب کردم. واسه عدم آشفتگی ذهنی باید از عدم آشفتگی محیطی شروع کنم!
دیگه چیزی خاطرم نمیاد. دعا رو لطفا یادتون نره واسه پدربزرگم
متشکرم.
در پناه خدا باشید.
یاعلی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
در اثنای بررسیها و تفکر در خلقت آدمی، به نکتهای جالب برخوردم که تریگرش رو حدیثی از آقا رسول الله بهم زد. با این مضمون میفرمان که هر بار که انسان از نفسش پیروی کنه یه قسمت از عقلش زائل میشه و جایگزین هم نمیشه( حدیث دقیقشو یادم نیس و امیدوارم مفهوم رو عوض نکرده باشم)
چرا؟ چرا عقل زائل میشه؟ علم نورولوژی میگه مغز دنبال کار کمتر و البته راحت تره. لذا راه عصبی میسازه و از طریق اون فعالیتاشو انجام میده. و حوصله ساختن راه جدید نداره و دلش میخواد از همون قبلیا استفاده کنه. خصوصا وقتی اون راه واسه مغز پاداش هم داره( مث خوردن! مث کارایی که دوپامینو بالا میبره مث وبگردی؛ اینا زود راه عصبیش ساخته میشه و زودم قوی میشه).تو حیوانات پیروی از این راه های عصبی تقریبا اجباریه. معمولا راه عصبیای جدید ساخته نمیشه. کاراشون غریزیه.
تو انسان بخش فرونتال مغز قابلیت اینو به آدم داده که جلوی اجرای دستورات مغز رو از طریق این مسیرهای عصبی بگیره. دائم مسیر عصبی جدید ساخته بشه.
غذا میخوای؟ بخور!( مغز حیوانی، مغز باستانی)
غذا میخوای؟ نخور!( قشر فرونتال، مغز انسانی) ( در دین بهش میگن روزه!)( مغز: آخه چرا نباید بخورم؟! مگه این طبیعتش نیست؟ من: نه طبیعتش اچنه که من میگم😎)
این راه ها معمولا برای مغز خوشایندتره. در واقع هرچی خوشایندتر، زودتر ساخته میشن و زودتر قوی میشن. لذا مبارزه باهاشون سخت تره واسه ما و نیاز به اراده داره.
درس خوندن؟ سخته! مسیر عادت به درس خوندن دیر ساخته میشه و دیر هم تقویت میشن.تو وب چرخیدن؟ راحت تره؛ فسفر سوزوندن نداره و دوپامین هم واسه مغز تامین میکنه؛ خوشاینده! زود ساخته میشه و زود هم قوت میگیره.
حالا ما اگه از راه های عصبی معمول پیروی کنیم چی میشه؟ تقویت میشه و نافرمانی از این راه ها دشوارتر میشه و لازمه بدونین؛ راه عصبیی که ایجاد میشه دیگه تقریبا محاله از بین بره! لذا حتی اگر بعدها از اون راه عصبی استفاده نکردین( ینی مثلا اگه گشنتون شد سریع نرفتین سر یخچال) اگه ده سال بعد بگذره و شما دوباره برگردین سر عادت قبلیتون، سریعا مغز اون راه عصبی رو احیا میکنه و ازش استفاده میکنه. واسه همینه که معمولا مهارتی که یاد میگیرین چندسالم بگذره یادتون نمیره یا زود به خاطرتون میاد.
حالا ما اگه از راه های عصبی پیروی نکنیم چی میشه؟ مغز یاد میگیره انرژی ببره، زحمت بکشه و آداپته بشه که راه های عصبی جدید رو بسازه و دنبال قبلیها نباشه؛ وقتی آدم تلاش میکنه جای وبگردی درس بخونه، اونوقت یاد گرفتن یه زبان جدید هم راحت تر میشه! اونوقت انجام کارای شخصی خسته کننده راحت تر میشه! اونوقت کلا مغز فرمانبردارتر میشه!
پس عزیز دل برادر! بکوش که از هوای نفس پیروی نکنی که در علم پزشکی پیروی از هوای نفس ینی شکست در درس، در زندگی شخصی، در فعالیتهای جانبی و در دین!
در پناه خداوند حکیم باشید
یاعلی
بسم الله الرحمن الرحیم
از کودکی، از منظر فهم اجتماعی، همیشه خودم رو بسیار عقبتر از پیشتازان و کمی جلوتر از میانگین میدیدم. به عنوان یک شخصیت کمالگرا، این باید واسم آزاردهنده بوده باشه، اما نه تا وقتی که در جمع میانگین ها قرار داشتم. با ورود به دانشگاه، در جمع پیشتازان قرار گرفتم. در 18 سالگی که مشغول بازیگوشی بودم، بعضی همکلاسیهام درامد چند میلیونی، همزمان ورزش، همزمان درس و همزمان یادگیری ریسرچ رو در دستور کار قرار داده بودن. اینجا بود که کمالگرایی من بهم نهیب زد. من همیشه دلم میخواست این فهم اجتماعی رو داشته باشم که به زبان ساده، بزرگ بشم و بزرگ فکر کنم! اما نمیدونستم چی میخوام( همین رو که باید بزرگ بشم هم نمیدونستم!). گیج بودم و فرصت سوز. انسان پرانگیزه و مستعدی بودم اما انگار بدون وجود مربی، باید با سرم به سنگ خوردن یاد میگرفتم با زندگیم چه کنم!
الان ۲۳ سال و ۹ماهمه. مدتها با رنج این عقب افتادگی در بینش زندگی کردم. امروز که این مطلب رو دارم مینویسم، از بینش خودم راضیم. اوج جوونیم رو تقریبا گذروندم اما ناکامی ها در مجموع بهم درسهای خوبی دادن. یاد گرفتم مثل آب باشم. هر راه بنبستی پیش اومد یه راه جدید رو امتحان کنم. تونستم از رنج شکست های گذشته بگذرم و باز هم تلاش کنم. آموختم جز خدا به قدرت کسی دل نبندم. دنیا رو گذر میبینم و گاه توشه برچیدن نه موندن و زیستن. به جبران فکر میکنم. به اینکه یاد گرفتم زبونم رو کنترل کنم و هر حرفی رو هرجایی نزنم و هر رازی رو پیش هرکسی مبتلا نکنم، که شامل خیلی رازها و خیلی افراد میشه!
نمیدونم چقدر مونده تا به پیشتاز بودن برسم! گمونم کمالگرایی تا آخر عمر رهام نکنه! باهاش مبارزه نمیکنم چون اون رو محرکه و کمی از سمت خدا میدونم. برای موندن زندگی نمیکنم اما برای خوب زندگی کردن همه تلاشمو میکنم. گمونم بتونم به خودم لیبل« آدم بزرگ» رو بزنم!
در پناه خدا
یاعلی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
همه دوستان ک التماس دعا گفته بودن رو به اسم و مخصوص در بین الحرمین دعا کردم و نائبالزیاره بودم.
انشالا قسمتتون بشه❤️
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز به استاد اطلاع دادم هفته بعد میخوام برم اربعین.
گفت علتت توجیهی نیست و میخوای بری سفر! دو هفته این بیمارستان رو تجدید بخش میخوری و باید بیای دو هفته رو. مگر اینکه با استاد اتوکش( رئیس استاجرا و استادی که تو سخت گیری و راه نیومدن نامبر1 کل دانشگاهه) صحبت کنی( ادامه حرفش این بود که عمرا اجازه بده!)
با بچه ها مشورت کردم و گفتن با فلان استاد حرف بزنن اون حرفش میره و مشکلتو حل میکنه مذهبی هم هست. شماره شو جهت هماهنگی گیرآوردم
یه لحظه پاز شدم. گفتم من سر این قضیه کل دارم. یا خود امام حسین(ع) اوکی میکنه یا میخوام صد سال سیاه اوکی نشه. تجربه بهم ثابت کرد دستمو جز خدا و اولیاء درجه یکش پیش هیشکی دیگه دراز نکنم. اصن کار من غلط و افراط گونه باشه! من اصن میخوام یقینم قویتر بشه که آقا دنیا همه جوره دست خداست و عزیز دردونه های خدا و تمام! اوکی شد شد نشد به درک که نمیشه!
حالا که آقا طلبیده بریم اربعین که ایشالا به حد و ظرفیتمون قدمی در تعجیل فرج آقامون برداریم. مگر همین زیارت حسین واسمون بمونه وگرنه کارمون زاره!
الهی به امید خودت
در پناه خدا باشین
یاعلی(ع)