بسم الله الرحمن الرحیم
تلفن همراه، امروزه خیلی کار ما رو راحت کرده. مایل به پرگویی نیستم و از مزایاش میگذرم! من با معایب اون کار دارم!
علمی نسبتا جدید به نام Gamification وجود داره که مفهوم کلیش میگه ما کارهایی که میخوایم انجام بدیم رو به صورت بازیگونه در بیاریم که واسه مخاطب جالب باشه و ترغیب بشه انجامشون بده. مثال سادش رو اینجا براتون قرار میدم. پلهای به شکل پیانو که مردم رو ترغیب میکنه از پله برقی استفاده نکنن و زحمت بالا رفتن از پلهی عادی اما موزیکال رو بکشن! هیچ تبلیغاتی قادر به این حجم از تاثیر گذاری نیست!
چرا این رو گفتم و ربطش به گوشی چیه؟
گوشی همراه یکی از پرقدرت ترین ابزارهاییه که درش از علم Gamification بکار رفته و شما خواه ناخواه، در جایگاه یک انسان( به تناسب شخصیت و ویژگی شخصیتی، یکی بیشتر و یکی کمتر!) به اون جذب خواهید شد!
دسترسی آسان، جذابیتها، چندرسانهای بودن، آسانتر کردن کارها، و غیره از مثالهای Gamification بکار رفته تو طراحی تلفن همراه محسوب میشه.
این ها در نگاه اول مزیت هست. معایب زمانی شروع میشه که بخوایم واسه یه مدت(مدتی بیشتر از تحملمون!) از این مزیت ها چشم ببندیم. مثلا بخوایم درس بخونیم.
وقتی بخوایم با یه گوشی همراه درس بخونیم جذابیتهای دیگه گوشی مدام جلو چشممون میاد! اگه بتونیم چشم بپوشیم، تمرکزمون رو کم میکنه، وگرنه که به کل ما رو از پای درس بلند میکنه!
بدترین ویژگی گوشی به زبان ساده«وابسته کردن» تو به خودشه چرا که مطابق ویژگی های ذاتی انسان در جذب شدن طراحی شده.
بخاطر همین اگر حتی بیکار هستید و وقتتون آزاده، هرکاری انجام بدید اما واسه وقت گذرونی سراغ گوشی نرید. وگرنه کمکم باید انرژی قابل توجهی برای دل کندن ازش صرف بکنید و انرژیتونم تو انجام فعالیتهای دیگه بیشتر صرف میشه.
اگر شما هم مثل گذشته من بسیار به گوشی معتاد هستین راه حلی که به نظرم میاد به سبک درمان بیماری های حاد پزشکی هست.
در پزشکی ما وقتی بیمار حادی واسمون میاد( مثل تشنج) دو نوع درمان داریم. اولی از اون حال بد خارجش میکنه و دومی سعی میکنه بیماریش رو درمان میکنه. گاهی درمان اول میتونه واسه بیمار آزاردهنده باشه اما بعد از اتمام پروسش خیلی حس بهتری داره. درمان دوم هم که واسه اوکی کردن بیماریه. برای درمان وابستگی به گوشی، اول سه چهار روز تا یک هفته رنگ گوشی رو نبینید! ممکنه آزار دهنده باشه اما حالتون رو جا میاره( ممکنه بگید من لازمش دارم حتما؛ خوب فکر کنید و راه فراری برای این یک هفته پیدا کنید. یا مثل من مرخصی بگیرید. هیچ چیز مجانی بدست نمیاد...)
بعد از یک هفته، ولع شما فروکش کرده و میتونین یکم منطقی تر با گوشی برخورد کنین( اگه ولعتون کمتر که هیچ، بیشترم شده، ینی هنوز وقتش نیست که برید سراغش. اگه هرچی گذشت ولعتون کمتر نشد، حتی اگر فعالیتهای مفید جایگزینش کردید، حتی اگر های مختلف!، دیگه باید دارو درمانی بکنید چون اختلال ترشح دوپامینتون با گذر زمان اوکی نشده(دوپامین دیگه چیه؟ داستان داره! یا قبلا توضیح دادم و یادم نیست، یا بعدا تشریح میکنم) و اگر بخواید بدون دارو اوکیش بکنین باید خیلی اذیت بشین) و بعد از اون باید استفاده از گوشی رو محدود به فعالیتهای ضروری بکنید و باقی اپ هاتون رو پاک کنین. استفاده از اپ های محدود کننده استفاده از گوشی مثل Lock My Phone در این مرحله توصیه میشه( اگه همینطوری یهو بخواید استفاده از گوشی رو ترک کنین به کار نمیاد چون تحمل نمیکنین).
در مرحله بعد با توجه به شناختی که از خودتون دارین میتونین اپ های مختلف رو به گوشی اضافه کنین. مثلا من خودم بعد یک ماه تلگرامی که پاک کرده بودم رو نصب کردم و دیگه سراغ گیم هم نرفتم( البته من لطف خدا خیلی شامل حالم شد...)!
بدترین قسمت ماجرا عود اعتیاده. که من خودم داشتم بهش دچار میشدم و اخیرا متوجه شدم. عود وقتی اتفاق میفته که میبینی کمکم داری سر عادتای قبلیت برمیگردی.
وقتی عود داشت اتفاق میفتاد دو کار رو میتونی انجام بدی. محدود کردن اپلیکیشنهات( این بیشتر واسه پیشگیری از عوده، ینی وقتی عود اعتیاد به گوشی اتفاق نیفتاده ولی تو احساس خطر میکنی) و سه چهار روز کنار گذاشتنش به صورت قطع( این درمان بهتری واسه عود به حساب میاد) که پیشنهاد میشه بعدش باز محدودیت استفاده از اپ ها رو درنظر بگیری. عملا درمان عود مثل درمان خود اعتیاد به گوشی هست منتهی با شدت کمتر.
انشالله خدا گره های کور زندگیتونو باز کنه.
در پناه حقتعالی باشید
یاعلی(ع)