سلام و عرض ادب و احترام و شادباش ایام نیک بهار!
به نیک بختی و منت پروردگار، روز 35از دوره 40 روزه تغییر رو گذروندیم. ایام همگان شاد! دیگر داشت طعم «انجام دادن» از یادم میرفت! منت خدای را عزوجل، که طاعتش موجب عزت است و نظر لطفش محیی همت! تذکرتش مطمئن قلوب و وکالتش معالج لغوب!
این دوره 40 روزه موفقِ تغییر عادت های بد به خوب و مطالعه دروس و ارتقای ارتباط با پروردگار، پس از چند سال رنج و ذلت و خوف و وحشت، همان «کار را نیمه تمام رها کردن»، تعبیر همان آب خوردنست پس از بد سگال! و چه افضل از عمر هفتاد و هشتاد سال!
اندک اندک وقت برگشتن به تهران فرا رسیده. وسایلم رو جمع میکنم. لوازم التحریر لازم رو تهیه میکنم، لباسام رو جمع و جور میکنم، واسه چیدن کتابها تو چمدون نقشه میکشم. باید هجرت کرد در ارض واسعهی خدا و قِتال کرد در راه نیل به رضایتش!
رضایتش؛ همان هدف جنبش و زیستن و ضمانت پایش و بقا !دنیا که دیر یا زود تمام میشود! بکوشیم بر آنچه ماندنش بسته به ماندگاری دنیا نباشد! که ماندگاری در کار دنیا نباشد!
آه! سالاد کلمات تحویل دادم! میبخشید! مقصود گزارشی بود از ما مضی و ما یبقی و ما ترک و ما أخذ!
عرضی نیست
شاد و شاداب باشید و در پناه ایزد منان. یاعلی