بسم الله الرحمن الرحیم
پیشتر گفتم نمینویسم. اما گاهی قصد مکتوب کردن حرفها و تصمیماتی رو پیدا میکنم، که پلتفرمی مناسبتر از بلاگفا پیدا نمیکنم.
این پست از اون پستهاییه که مخاطبم خودم هستم ولی چون احتمال میدم این حرفها برای کس دیگری هم مفید باشه، به رشتهی تحریر عمومی در میارمش.
امروز، در واپسین روزهای اتمام ماه مبارک رمضان، تصمیم بزرگی گرفتم که برآن امیدم خداوند من رو در اجرای اون یاری کنه. چیزی جز رضایت خدا در نظر و عقیده برای من مهم نیست. امروز تصمیم گرفتم اون رو در عمل بیارم.
نمیخوام بخاطر مراعات کسی، از مواضع و جایگاهم نسبت به این عقیده کوتاه بیام.
نمیخوام داخل بیمارستان به اقتضای مراعات روابط اجتماعیم تو کلاس قبل اومدن استاد با همکلاسیهام که هیچکدوم آدمهای معتقدی نیستن، به گفتن لغو و بیهودگی بپردازم.
نمیخوام اگه کسی واسم هر موسیقی گذاشت، واسه اینکه ناراحت نشه یکمشو گوش بدم.
میدونی، اونا باید لیبل روی پیشونی من رو ببینن. به آنچه از خدا به پیامبرش وحی شد عمل میکنم و از اونچه نهی شد رو برمیگردونم. آنطور که در سوره حشر من رو به اون فرمان داد.
وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿۷﴾
نمیخوام کسی رو به خدا ترجیح بدم. نمیخوام برای اونچه درست و غلط میدونم برای خدا شریکی قائل بشم. اگر خدا گوش دادن به موسیقی غنا رو حرام کرده، دیگه حرام کرده. چه هم کلاسیم پیشنهادش بده، چه استاد، چه هم اتاقیم، چه حتی پدر و مادرم.
حرام حرامه و واجب واجب. آنچه اولویت داره همون هست که خدا میگه. والسلام
بعد از اون، اگر من به قول کریم و لین، با اونچه رفیقم از من خواست مخالف دستور خدا انجام بدم مخالفت کردم، دیگه مسئول دلخور شدنش از خودم نیستم.
در پناه خداوند باشید و یاعلی