به نام پروردگار جهانیان
مولا علی میفرمان کسی که زیادی عیبجویی کنه، دوستانش از گردش پراکنده میشن. ممکنه نیت این عیب جویی اصلاح باشه و خیرخواهی اما نتیجه یک چیز بیشتر نیست؛ اگر ما از کسی بیش از حد پذیرشش انتقاد کنیم باعث دور شدنش از ما میشه. این به این معنی نیست که عیب دیگران رو بهشون گوشزد نکنیم؛ در این صورت عرصهی اصلاح رو بر اون تنگ کردیم. اما انتقاد آداب داره؛ اندازه داره و نباید درش زیاده روی بشه. این روزها من دچار این آفت شدم؛ امشب تمام دوستانم در اتاق کنار در حال خوردن شام بودن و من این طرف تنها. البته که علتش موسیقیی بود که گذاشته بودن و من روی ورودی های ذهن و روحم حساسم، اما بعد از این که رفتم پیششون و حرف که میزدم کسی توجه نمیکرد( گمونم بشه این حرفی که زدم رو هم کمی عیب جویی و انتقاد کلی نامش رو گذاشت) متوجه این شدم که زیادی تند رفتم و موجب پراکنده شدن دوستانم از دورم شدم. البته انسان نباید در انجام کار درست از سرزنش سرزنش کنندگان بترسه لکن باید اندازه نگه داره و جانب اعتدال و میانهروی رو رعایت کنه. البته؛ البته، گاهی شما با پیش گرفتن مسیری، موجب تنها شدن میان کسانی میشید که حاضر به همراهی شما در اون مسیر نیستن. اگر از مقصدتون مطمئنید، از وحشت و تنهایی و بی مهری اغیار نباید بترسید.
پ.ن: من از تنهایی ترسی ندارم چرا که حقیقتا تنها نیستم! خدا رو دارم! اما خوب مهمه واسم که تا حد امکان رفتاری نداشته باشم که باعث دلخوری بشه؛ البته اگه دلخوریش بخاطر بیظرفیتی طرف مقابلم باشه دیگه تقصیر من نیست!!