بسم الله الرحمن الرحیم
۳۰تیرماه، ساعت ۲۲:۴۳
خوابگاه دانشجویی امام علی(ع)؛ بالکن اتاق ۱۲۲
یک سوم اطفال گذشت. اطفالی که در سردرگمی منابع مطالعاتی پر نقص پیش رفت. بیش از چهل روز است خونواده رو ندیدم و دلتنگم. غربت تهران مثال زدنی هست خصوصا وقتی تا شعاع ۷۰۰ کیلومتری هیچ قوم و خویشی نداشته باشی. با این وجود، زندگی به سختی نمیگذره چرا که خدا همراه آدم هست.
کتب سلام بر ابراهیم رو مجدد خوندم(۱ رو مجدد،۲ رو برای اولین بار) و فهمیدم چقدر از اینکه آدم خوبی باشم فاصله هست. کاش این فاصله کمتر بشه به توفیق الهی
صدای طبل دستهی عزاداری به گوش میاد. دوس دارم اینکه همهجا بوی حسین بده؛ حس میکنم امسال محرم پرشکوهتره.
نمراتم اومد. افتضاح. در بهتم که اینا چه نمراتی هستن استاد بهم داده! حوصله اعتراض ندارم وگرنه بی شک و تردید نمره من اینا نبود ولی چه میشه کرد اساتید با پنبه سر میبرن! از اونطرف خوش اخلاق از طرفی دیگه... .
صِدام بهتر شد؛ شاید فردا ضبط کردم صدام رو برای تلاوت قرآن...
خدا هممونو به حق خون مظلوم حسین(ع) ببخشه
در پناه خدا باشید؛ یاعلی(ع)