مدتیه ننوشتم
خوبیش اینه که واسه خودم مینویسم
بدیش اینه که مثل نوشتن تو سیو مسیج میمونه
انتخاب خودمه میدونم. پشیمون نیستم یا نمیخوام عوضش کنم.
بگذریم.
این هفته پر درس خوندم. امروز خالی کردم. نیاز به موعظه دارم. میرم فرماندهی انتظامی حسینیه چهارده معصوم. طاهری،رائفی پور
نیاز به گفتن نیست که همهی ما به استراحت نیاز داریم تا بتونیم ادامه بدیم؛ ولی من گفتم تا یاداوری بشه واسم(:
بین حسرت گذشته و امید به آینده در نوسانم. البته که من روح پرشوری دارم. مهم نیست چقدر از گذشته گذشته و چقدر فرصت باقی مونده؛ امید همیشه از حسرت قویتره. اما باعث نمیشه وقتی فرصتهایی که از دست دادم یادم میان حسرتشونو نخورم. این حسرت گاهی یجور انرژیه واسم، که آینده رو بهتر قدر بدونم و گاهی باعث میشه برگردم و لحظاتی گاه طولانی به عقب نگاه کنم و با خودم بگم چی میشد اگه...
چرت و پرت محض! اون که برنامه رو چیده، فکر اینجاشم کرده! واسه همینه که من بین عقل و قلب همیشه سعی میکنم قلبمو بر اساس عقل تربیت کنم! خدا بزرگ و قدرتمنده! اون که ما رو از تاریکی محض به نور کشوند، اگه واسه ما خوبی و عزت بخواد کسی جلودارش نیست. منم توکلم جز به اون به کسی نیست. دنبال کسی جز اون هم نخواهم رفت. و در نهایت، حسرتی جز حسرت فرصتهایی که میتونستم بهش نزدیکتر بشم و بهتر بندگی کنم و نکردم رو نخواهم خورد.(: