به نام خدا
عرض ادب و ارادت
دوستان غرض از حذف پیام هم اتاقی بنده، این بود که خیلی دلم نمیخواست هیت و نفرت تزریق بکنم... کلا کارایی که داخل خشم انجام میدم رو ازشون زیاد دل خوشی ندارم
راستش چیزی که طی این سالهای اخیر متوجه شدم، اینه که من در درونم یه حکومت نظامی تشکیل دادم، که هر رفتاری که بنظرم تراز نباشه رو شدیدا سرکوب و سرزنش میکنم. بشدت خانواده کنترلگری داشتم و هنوزم دارم و این کنترلگری به درونم انتقال پیدا کرده.
یجورایی اشتباهات خونوادمو به خودم انتقال دادم(:
امروز آروم آروم دارم به خودم یاد میدم چطور به خودم فرصت خطا کردن، کامل نبودن، پذیرش آسون اشتباه و بجاش تلاش واسه جبران کردنش بدم و خودمو بیشتر از قبل قبول داشته باشم، به خودم اعتماد کنم و به خودم بیشتر حق بدم.
خونوادهی من خیلی چیزا بهم یاد دادن. و تو این خیلی چیزا خیلی چیزاش غلطه که از نگرانی منهای آگاهی میاد. من باید یاد بگیرم این بدافزارها رو از نرم افزارهای خوب افتراق بدم و با شیفت دیلیت ازشون پذیرایی کنم.
اگر بخوام بدون سانسور باشم، باید بگم بشدت خودمو اذیت میکنم که همیشه کار درست رو انجام بدم و اکثر وقتها هم این کار درست بخوبی انجام نمیشه.
اگر بخوام بی سانسور باشم، باید بگم همیشه حق و از خودم گرفتم وقتی حتی حس کردم حق با یکی دیگس(: همیشه هوای بقیه رو بیشتر از خودم داشتم! و ایناس که بده!
هممم خوب من حس میکنم واقعا خودمو دست کم میگیرم، تو سر خودم میزنم و کمتر به خودم احترام میذارم و... ایناس که بده😅
بعد از 4 5 سال شکستی که متحمل شدم، این خود کنترلی ها خیلی بیشتر و شدیدتر شده. امیدوارم بتونم راه درستی رو پیش بگیرم برای تفکیک خوب از بد...!
هوم. این بود انشای من