به نام خدا
عزیزی منو ترغیب کردن که GiveUp نکنم.
GiveUp کردن واسه من همیشه سخت و همیشه هم پر هزینه بوده. انگیزه درس خوندنمو میگیره و واسه بدست آوردن اون انگیزه کلی ضرر میکنم و هزینه دوباره میدم با دادن زمان و انرژی
تو سر اعتماد به نفسم میخوره و تا خودمو به دست بیارم دوباره، طول میکشه و وقت میبره
و خیلی چیزای دیگه
اما وقتی نگاه میکنم و میبینم تمام المپیادی ها یچیزی بارشون بوده وااااقعا که تونستن به جایی برسن، و میبینم من تازه 6 ماه با المپیاد( لعنت. حالا که نگاه میکنم میبینم 4 ماه! البته من یه ماه اخیر رو داشتم میخوندم پس تقریبا از دست ندادم) فاصله دارم و دارم خودمو جم میکنم و زنان یادم شده و اطفال شدیدا ضعیفم و داخلی دارم میخونم هنوز2 از 6 هم نیستم و اکثرش. یا یادم شده یا اصلا نخوندم و جراحی رو الان دارم میگذرونم، و با صبح 4 پا شدن و شب 10 خوابیدن حتی برناممو نمیتونم جم کنم، و همه کساییم که میتونم ازشون مشاوره بگیرم( مشاورای قدری دور و برم دارم انصافا. نمونش استادمون که نویسنده کتابای المپیاده) بهم میگن هیچ شانسی ندارم، سبک سنگین میکنم میبینم واسه همون پره بخونم سنگین ترم!
گمون کنم این از کمالگراییمه ولی واقعا دلم نمیاد کل این مدتو جون بکنم و تلاش کنم ولی تهش از مرحله غربالگریم نتونم برم بالا...!
گرچه، مجبورم همین تلاشو واسه پره هم داشته باشم...