توسط ExP
| پنجشنبه دوم تیر ۱۴۰۱ | 23:45
پیش بچه های اینترن بودم، پیشنهاد داد فردا باهاش برم اورژانس
اگرچه فردا کار زیاد دارم اما چون علاقه زیاد دارم و البته گفت بچه های خودتونم میان و کلی چیز یاد گرفتن و منه حسودم نتونستم تا رسیدن به بخش اورژانس و یاد گرفتن سر همون موقع صبر کنم
فلذا پذیرفتم! سر رفت و آمدشم جر میخورما ولی ارزش داره
در کنار اینها این کاربر امشب یکم دیگه درس میخونه بعلاوه فردا هم تا رفتن به اورژانس که حدودا ساعت 6 عصر هست مطالعه رو ادامه میده و سعی میکنه چشم رو یه دور دیگه بخونه که کامل مطالبش تثبیت بشه. خلاصه که داستان داریم! فعلا شب بخیر