توسط ExP
| جمعه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ | 22:54
به نام خدا
اولین بار، نیمه شب دو یا سه مهر امسال تو صندوق اتوبوس(!) در راه تهران پنیک کردم. نیم ساعتی رو پنیک بودم چون نمیتونستم از اونجا خارج بشم. تجربه دیوانه کنندهایه.
بعد از اون گاهی گذرا حس پنیک بهم دست میده.
درست مثل امشب. امشب رو پنیکم. حس بسیار بدیه و تا تجربش نکنی کسایی که پنیک میکنن رو مسخره میکنی یا حس میکنی ادمای ضعیفین
این بیماریه. هرچی که حس بیماری فیزیولوژیکه. خیلی هم حال به هم زنه. شما میری زیر پتو، حس خفگی و مرگ بهت دست میده سریع میای بیرون.
من واسه اینکه واسه این چیزا برم دکتر زیادی به خودم بیتوجهم. فرصت نمیکنم... حوصله پیگیریم ندارم.