توسط ExP
| سه شنبه هفدهم آبان ۱۴۰۱ | 18:51
امروز صبح رسیدم تهران. البته سلام
بعد از بیمارستان و رسیدن به خوابگاه و زدن پوستر واسه هیئت هفتگی و اسلاید واسه ارائه فردا و استراحت و غیره یهو از طرف یه شخص ناشناس، به دلایل شخصی تهدید به اسیدپاشی شدم! میدونم قضیه شاید 10 درصد جدی باشه اما کل روزم رو مشغول خودش کرد! به این که اگه واقعا قرار بود این اتفاق بیفته چقدر همه چیز عوض می شد!
اه اه بگذریم اصلا نمیخوام راجبش تعریف کنم
امشب قراره یه شرح حال توپ سنتز کنیم( ینی از رو دست بقیه بنویسیم
) و بدیم دست استاد گرامی و استاد هم بذاره تو لاگ بوکمون!
شایدم بتونم دوزار درسم بخونم
معلوم نیست
آها واسه توپ بسکتبالمم اسم گذاشتم/:
بش میگم پروتا که به زبان یونانی میشه اولین! اولین توپم! هه هه رسما خل شدم!
فعلا با اجازه