توسط ExP
| پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۱ | 19:41
ساعت نرسیده به۳ خوابگاهو به مقصد نامعلومی ترک گفتم. دقیقا نمیدونستم کجا میخوام برم. سر از ایستگاه شادمان دراوردم و بعدم خط زرد(!) به سمت کلاهدوز که یهو رفیقمو دیدم! عجب دنیای کوچیکیه! بعد رفتیم انقلاب و از اونجا پیاده رفتیم چهارراه ولیعصر بعد پیاده تا میدون ولیعصر بعد رفتیم بالاااا پیچیدیم تو میرزای شیرازی و بعدم مترو میرزای شیرازی! قشنگ یک و نیم ساعت پیاده روی داشتیم و همزمان توپ بسکتبالو دریبل میزدیم و پاس میدادیم! هوای تهران خییلی خوب بود! بارون کیمیاست! اون هوای کثیفو به این طلا تبدیل کرده بود! جاتون خالی!